انگشتگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ گِ گَ) (ص فا.) کسی که زغال سازد؛ زغال فروش.واژه قبلی: انگشتوانهواژه بعدی: انگل