انگیختن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
برخیزاندن، برانگیختن، برانگیزاندن، بیدار کردن، بلند کردن، فعال کردن، مهم بودن سبب شدن تحتنفوذ درآوردن، برآن داشتن، تحریککردن ازخواب بیدار کردن، خاراندن، غلغلک دادن نیرو دادن زنده کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
برخیزاندن، برانگیختن، برانگیزاندن، بیدار کردن، بلند کردن، فعال کردن، مهم بودن سبب شدن تحتنفوذ درآوردن، برآن داشتن، تحریککردن ازخواب بیدار کردن، خاراندن، غلغلک دادن نیرو دادن زنده کردن