انگیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انگیل . [ اَ ] (اِ) گوی گریبان . تکمه . ◄ حلقه ای که گوی گریبان و تکمه را از آن بگذرانند. (از برهان قاطع). ◄ کسی که مکروه طبع باشد و مفارقت نکند. (فرهنگ سروری ). انگل . و رجوع به انگل شود.
انگیل . [ اَ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان نوشهر است که ٤٣٠ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و رودخانه ٔ محلی و محصول آنجا غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).