انیسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انیسان . [ اَ ] (اِ) تمسخر. استهزاء. مسخرگی . بذله . ◄ دروغ . (ناظم الاطباء). کذب و دروغ . (برهان ). سخن دروغ و کذب . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). ◄ افسانه و حکایت دروغ . (ناظم الاطباء). بیهوده . ◄ خلاف . (برهان ). مخالفت و ضدیت . (ناظم الاطباء) (از صحاح الفرس ) (برهان ) (از فرهنگ اسدی ): من آنگاه سوگند انیسان خورم کزین شهر من رخت برتر برم . بوشکور. نه در جودش بود هرگز تدفق نه در قولش بود هرگز انیسان . شمسی فخری . این کلمه رادر لغت نامه ها به معنی مخالف و مخالفت نوشته اند و مصحف اَنبِسان با بای موحده است نه یاء. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به انبسان شود.