واژه جو

اهدل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اهدل .[ اَ دَ ] (ع ص ) شتر آونگان لفج (لب گنده و سطبر و کلفت ). (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): مشفر اهدل ؛ لفج آونگان . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). بزرگ لب . مؤنث آن، هدلاء. ج، هدل . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). آویخته لب . (المصادر زوزنی ). رجوع به النورالسافر ص ٤٤٧ شود.

معنی اهدل | واژه جو