اهرامن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهرامن . [ اَ م َ ] (اِخ ) راهنمای بدیها را گویند. (برهان ) (هفت قلزم ) (ناظم الاطباء). این کلمه در پهلوی اهریمن و در فارسی بصور اهرمن، اهرامن، آهرمن، اهرن، آهرن، آهریمن، آهرامن، آهریمه و هریمن آمده است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). ◄ شیطان . (برهان ) (فرهنگ ضیاء). شیطان و دیوان . (هفت قلزم ). شیطان و دیو. (ناظم الاطباء) : دلی که مهر و هوای تو اندر آن دل نیست در او چه دین خدا و چه کیش اهرامن . عماد (از فرهنگ ضیاء). ◄ (ص ) دیوانه . (برهان ). و رجوع به آهرمن و اهریمن و هریمن شود.