اهزون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهزون . [ اَ ] (ق ) این زمان . همین ساعت . (برهان ) (هفت قلزم ) (آنندراج ). این ساعت . اکنون . (ناظم الاطباء) (جهانگیری بنقل شعوری ).
اهزون . [ اُ ] (ص ) نازاینده . سترون و به عربی عقیمه . (برهان ) (هفت قلزم ). عقیم . نازاینده . (تحفه بنقل مجمع الفرس ).