اهضم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهضم . [ اَ ض َ ] (ع ص ) آنکه سر و پهلویش بهم درشده باشد. (المصادر زوزنی ). باریک شکم و تهیگاه و بهم درآمده پهلو و شکم باریک . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). باریک میان . مؤنث آن، هضماء. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). ضد احزم . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ آنکه دندان پیشین وی سطبر و گنده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).