اهل (متضاد: نااهل)/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانسزا، صلاحیتدار، مطلع، وارد رام، سزاوار، صالح اهالی، بومی، تبعه، ساکنواژه قبلی: اهریمن (متضاد: اهورا)واژه بعدی: اهلی (متضاد: وحشی)