واژه جو

اوبس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اوبس . [ ب ِ ] (اِ) بر وزن مونس، پیوند و قرابت . (برهان ). خویشاوندی و قرابت و پیوستگی و علاقه . (ناظم الاطباء). ◄ خویش و منسوب . (انجمن آرا) (آنندراج ). خویش . (برهان ).

معنی اوبس | واژه جو