اوحدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست فاشش نتوان گفت و نهان نتوان خواست پرسش کردی به یک زبانم شب دوش و آن عذر کنون به صد زبان نتوان خواست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست فاشش نتوان گفت و نهان نتوان خواست پرسش کردی به یک زبانم شب دوش و آن عذر کنون به صد زبان نتوان خواست