اوحدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
لب نیست که از مراغه پر خنده نشد آب قرقش دید و به جان بنده نشد از مرده گور او عجب میدارم کز شهر برون رفت، چرا زنده نشد؟
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
لب نیست که از مراغه پر خنده نشد آب قرقش دید و به جان بنده نشد از مرده گور او عجب میدارم کز شهر برون رفت، چرا زنده نشد؟