اوحدی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۹۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آن خود که بود که در تو واله نشود؟ از رنج که پرسی تو؟ که او به نشود؟ عاشق شدی، از شهر برونم کردی ترسیدی از اغیار که در ده نشود
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آن خود که بود که در تو واله نشود؟ از رنج که پرسی تو؟ که او به نشود؟ عاشق شدی، از شهر برونم کردی ترسیدی از اغیار که در ده نشود