اوحدی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
من چه گویم جفا و جنگ ترا؟ جرم رهوار و عذر لنگ ترا؟ ز دل و جان نشانه ساختهام ناوک چشم شوخ شنگ ترا ای نوازش کم و بهانه فراخ لب لعل و دهان تنگ ترا صلح را خود ببین که ما چه کنیم؟ که به جان میخریم جنگ ترا دل بدزدی و زود بگریزی ما بدانستهایم ننگ ترا رنگ خوبان ز لوح فکر بشست اوحدی، تا بدید رنگ ترا