اوحدی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۴۶۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
توبه کردم ز توبه کردن خام ببر این جامه و بیار آن جام چون بپوشیم راز؟ کاوردیم طبل در کوچه و علم بر بام پیر ما را چگونه توبه دهد؟ که جوانی نکردهایم تمام زاهد خام اگر زند طعنی بگذاریم تا بجوشد خام نیست از یک دگر پدید هنوز صالح و فاسق و حلال و حرام تا نجوشیم در نیاید عشق تا نکوشیم بر نیاید کام گر ترا نیست آتشی در دل از دل اوحدی بخواه به وام