اوقاص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اوقاص . [ اَ ] (ع ص، اِ) پراکندگان و پریشان شدگان، یقال : صاروا اوقاصا ای متبددین . ◄ اوقاص من بنی فلان ؛ ناکسان و فرومایگان ایشان . رجوع به اوقاس شود. ◄ ج ِ وَقَص . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). چوب ریزه های شکسته که از آن آتش افروزند و مال افزون بر نصاب که از آن مال زکوة واجب دارند. (آنندراج ). آنچه میان دو نصاب باشد و از آن چیزی ندهند واو را اوقاص گویند. (تاریخ قم ). رجوع به وقص شود.