اوقیمون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوماوقیمون . [ اَ] (اِ) اوقیمن . بادروج . حوک . رجوع به اوقیمن شود.واژه قبلی: اوقیموایدسواژه بعدی: اول