اولجامیشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اولجامیشی . [ اُ ] (ترکی، اِ) اولجامشی . ♦ اولجامیشی کردن ؛ تعظیم و کرنش کردن : در آن منزل امیر ارغون با عموم اکابر و اعیان و صدور خراسان برسید و اولجامیشی کردند. (رشیدی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اولجامیشی . [ اُ ] (ترکی، اِ) اولجامشی . ♦ اولجامیشی کردن ؛ تعظیم و کرنش کردن : در آن منزل امیر ارغون با عموم اکابر و اعیان و صدور خراسان برسید و اولجامیشی کردند. (رشیدی ).