اکراه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکراه کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کراهیت نمودن . بیمیلی نمودن . نفرت کردن : چنان ز عدل تو با هم مخالفان صافند که داغ سینه ز مرهم نمی کند اکراه . حاجی محمدجان قدسی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکراه کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کراهیت نمودن . بیمیلی نمودن . نفرت کردن : چنان ز عدل تو با هم مخالفان صافند که داغ سینه ز مرهم نمی کند اکراه . حاجی محمدجان قدسی (از آنندراج ).