واژه جو

اکرفس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اکرفس . [ اَ رَ ] (اِ) کرفس . (ناظم الاطباء) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). کرفس، و گویند خوردن آن شهوت را زیاد کند خواه مرد باشد خواه زن . (از هفت قلزم ) (از برهان ) (آنندراج ). رجوع به کرفس شود.

معنی اکرفس | واژه جو