اکسح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکسح . [ اَ س َ ] (ع ص ) شل درمانده . ج، کُسحان . (ناظم الاطباء). شل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). لنگ . (ملخص اللغات حسن خطیب ) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). لنگی زشت . (المصادر زوزنی ). برجامانده از دست و پا. ج، کَسحان . (ناظم الاطباء). برجای مانده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ ناتوان . (از اقرب الموارد). ◄ مااکسحه ؛ چه گران است آن . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) مقعد. ج، کُسحان . (اقرب الموارد).