اکماح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکماح . [ اِ ] (ع مص ) لگام کشیده داشتن ستور راتا سر راست دارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). کشیدن لگام تا ستور سر راست دارد. (المصادر زوزنی ). ◄ کشیدن لگام ستور تا بازایستد. ◄ نزدیک شدن رز به برگ بیرون آوردن . ◄ بزرگ منش گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).