اکناع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکناع . [ اِ ] (ع مص ) نرمی و فروتنی کردن و به خواری نزدیک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سؤال کردن و خواستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سؤال کردن . (از اقرب الموارد). ◄ نزدیک گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ گرد آوردن قوم . (از اقرب الموارد).