اکنع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکنع. [ اَ ن َ ] (ع ص ) مرد تباه دست . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ مردی که هر دو دست او را بریده باشند. (از اقرب الموارد). ◄ کار ناقص و تباه . ج، کُنع. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).