اکیاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکیاس . [ اَک ْ ] (ع اِ) ج ِ کُیس . (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ کِیس . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ج ِ کیس به معنی کیسه های سیم و زر. (آنندراج ) : اصناف نزلها که درخور چنان مهمانی باشد از خزاین کسوتهای خاص و خرجی و الوان جامه ها و اکیاس آگنده بدینار. (تاریخ جهانگشای جوینی ). ◄ ج ِ کَیِّس . (از یادداشت مؤلف ) (اقرب الموارد). ج ِ کیس، به معنی زیرک . (آنندراج ). رجوع به کیس شود.
اکیاس . [ اِک ْ ] (ع مص ) پدر فرزندان زیرک شدن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ فرزندان زیرک آوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زیرک زادن . (تاج المصادر بیهقی ).
واژگان فارسی سره واژهدان
زیرکان