اکیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکیس . [ اَک ْ ی َ ] (ع ن تف ) زیرک و دانا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ زیرک تر. (آنندراج ) (دهار) (غیاث اللغات ). نعت تفضیلی از کَیِّس . کیس تر. باکیاست تر. اعقل . زیرک تر. ♦ امثال : اکیس من قشة . (یادداشت مؤلف ). ◄ پاک و صافی تر. (از حاشیه ٔ مثنوی مولوی ): واگزین آئینه ای کاو اکیس است اندکی صیقل گری او را بس است . مولوی .