ای کاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ای کاش . [ اَ / اِ ] (صوت مرکب ) کاشکی . کاش : مردم آن است که چون مرد ورا بیند گوید ای کاش کم این صاحب غارستی . ناصرخسرو. ای کاش که بخت سازگاری کردی با جور زمانه یار یاری کردی . حافظ. خلقی ز پی من و تو در گفتارند چون نام من و تو در زبانها آرند گویند فلانی و فلانی یارند ای کاش چنان بدی که می پندارند. (از صحاح الفرس ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی