ایاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایاغ . [ اَ ] (اِ) کاسه و پیاله ٔ شرابخوری . (برهان ) (هفت قلزم ) (غیاث ). پیاله ٔ شرابخوری و با لفظ ریختن و کشیدن و زدن و بر لب نهادن و بر کف داشتن مستعمل است . (آنندراج ). پیاله و کاسه ای که با آن شراب بخورند. (ناظم الاطباء) : چنان روشن از می بلورین ایاغ کزو کوردیدی بشب چون چراغ . (گرشاسب نامه چ یغمایی ص ٣٤٦). می زردبد در بلورین ایاغ چو در آب پاک از نمایش چراغ . اسدی . یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ . حافظ. نگر بی پرده روی گل برافکن برقع ساقی ایاغ لاله بین برکف صلا زن باده خواران را. یغمای جندقی . ◄ در بیت ذیل به معنی مطلق ظرف یا ظرف روغن آمده : ز هر کشور که برخیزد چراغی دهندش روغنی از هر ایاغی . نظامی .