ایدام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایدام . (ع مص ) (از «ادم ») اصلاح کردن میان آنها و الفت دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). الفت و وفق دادن . (از اقرب الموارد). الفت افکندن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نان را با نان خورش خوردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). آمیختن نان با نان خورش . (ناظم الاطباء). ◄ ظاهر ساختن ادمه ٔ خود را. (منتهی الارب ). ◄ ظاهر ساختن موافقت و دوستی خود را. (ناظم الاطباء).