ایراف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایراف . (ع مص ) (از «ورف ») فراخ افتادن سایه و دراز گردیدن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
ایراف . (اِخ ) نام پدر اردا است که اورا ارداویراف خوانند و پارسیان زردشتی او را حکیم مرتاض کامل دانند. (برهان ). رجوع به ارداویراف شود.