ایران خدای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایران خدای . [ خ ُ ] (اِ مرکب ) پادشاه ایران . (فرهنگ فارسی معین ) : سران را که بد هوش و فرهنگ و رای مر او را چه خواندند ایران خدای . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایران خدای . [ خ ُ ] (اِ مرکب ) پادشاه ایران . (فرهنگ فارسی معین ) : سران را که بد هوش و فرهنگ و رای مر او را چه خواندند ایران خدای . فردوسی .