واژه جو

ایزاع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ایزاع . (ع مص ) (از «وزع ») در دل افکندن . (ترجمان القرآن ). الهام دادن . ◄ برآغالانیدن بچیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پراکندن . ◄ پاره پاره بول انداختن ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به ایزاغ شود. ◄ تقسیم کردن . (ناظم الاطباء).

معنی ایزاع | واژه جو