ایزدگشسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایزدگشسب . [ زَ گ ُ ش َ ] (اِ مرکب ) خداپرست . (برهان ). ◄ لغةً مرکب است از ایزد (فرشته ) + گشن (نر، فحل ) + اسب، جمعاً یعنی دارنده ٔ اسب نر ایزدی . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
ایزدگشسب . [ زَ گ ُ ش َ ] (اِخ ) نام یکی از امرای بهرام چوبین . (برهان ) (جهانگیری ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : به یک دست بربود ایزدگشسب که بگذاشتی آب دریا به اسب . فردوسی .