ایز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایز. (ترکی، اِ) نشان قدم . اثر پا. (فرهنگ فارسی معین ). ♦ ایز کسی را گرفتن ؛ رد پای کسی را گرفتن . او را پنهان تعقیب کردن . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ ایزگم کردن ؛ رد پا را از میان بردن . گم کردن اثر و نشانه ٔ خود. ۩ مردم را به اشتباه انداختن . (فرهنگ فارسی معین ).