ایشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایشان . (ضمیر) پهلوی، «اوشان » جمع «او» (او، اوی ). (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). ضمیری است نسبت به ذوی العقول به طریق تعظیم و جمع نیز استعمال کنند. (برهان ) (از انجمن آراء). ضمیر شخصی منفصل (جمع ذوی العقول ) که برای تعظیم مفرد نیز استعمال شود. گاه «ایشان » را به «ایشانان » جمع بسته اند. (فرهنگ فارسی معین ). ضمیر جمع غائب و گاهی بجهت تعظیم بر ضمیر واحد غائب نیز آرند لیکن همین لفظ فقط و اینان در موضعی استعمال می یابد که تعدد و در مرجع محقق بود نه فرضاً که یک کس را من حیث التعظیم قایم مقام جماعت گردانیده باشند و بعضی از محققین میفرمایند که لفظ ایشان درمحل تعظیم و اینان در محل تحقیر مستعمل میشود و این محل نظر است . (از آنندراج ) (بهار عجم ) : پس بیوبارید ایشان را همه نه شبان را هِشت زنده نه رمه . رودکی . من شاعری سلیمم با کودکان صمیمم زیراکه جُعل ایشان دوغ است یالکانه . طیان . ایشان بدان شارستان اندر رفتند. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ). چگونه یابند اعدای او قرار کنون زمانه چون شتری شد هیون و ایشان خار. دقیقی . چو بیچاره گشتند و فریاد جستند بر ایشان ببخشود یزدان گرگر. دقیقی . بپرسید رستم از ایشان سخن که دستان سام این نراند ز بن . فردوسی . از ایشان دو گرد گزیده سوار زریرسپهدار و اسفندیار. فردوسی . تو گویی از اسرار ایشان همی فرستد بدو آفتاب اسکدار. عنصری . به زخم پای ایشان کوه دشت است به زخم یشک ایشان دشت شد یار. عنصری . وی قوم غزنین را نصیحت های راست کرده بود و ایشان سخن او را خوار داشته . (تاریخ بیهقی ). سپس بیهشان دهر مرو گر نخوردی تو همچو ایشان بنگ . ناصرخسرو. ایشان خلاف دل نکنند. (از اسرارالتوحید). اولیاء اطفال حقند ای پسر در حضور و غیب ایشان باخبر. مولوی . ◄ گاه برای حیوان نیز به کار رفته . (فرهنگ فارسی معین ). برای غیر ذوی العقول (حیوان و جز آن ) نیز استعمال شده است : چاه پر کرباسه و پر کژدمان خورد ایشان پوست روی مردمان . رودکی . شتورکث، سبکث، بحاکث ... شهرکهایی اند از چاچ و از ایشان کمانهای چاچی خیزد. (حدود العالم چ دانشگاه تهران ص ١١٧). و بیشتر از این ناحیت بربریان پلنگ خیزد که بربریان شکار ایشان کنند و پوست ایشان بشهرهای مسلمانان آرند. (حدود العالم ). پس ساعات مستوی راست آنند که عدد ایشان مخالف تواند بودن مر عدد ایشان را بشب . (التفهیم ). پس پشتش بسی مهد و عماری در ایشان ماه رویان حصاری . (ویس و رامین ). بایتکین ... صد و سی تن طاوس ... آورده بود و امیر مسعود ایشان را دوست داشتی و بطلب ایشان بر بامها آمدی . (تاریخ بیهقی ). چون مثال مگس انگبین و کرم پیله که بدیدارحقیرند ولیکن از ایشان چیزها پدیدار آید عزیز و باقیمتست . (نوروزنامه ). میشود صیاد مرغان را شکار تا کند ناگاه ایشان را شکار. مولوی .