ایشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) بیشه و جنگل . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). ◄ جاسوس . (برهان ) (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (جهانگیری ) (مؤید الفضلاء). جاسوس کردار : در کوی تو چو ایشه همی کردمی نگاه دزدیده تا مگرت ببینم به بام در. شهید. و رجوع به ابیشه شود. ◄ چاپلوس . (برهان ) (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (جهانگیری ) (مؤید الفضلا). رجوع به آیشه شود.