ایقاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (مص م.) برافروختن، آتش افروختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (مص م.) برافروختن، آتش افروختن.
[ ع. ] (مص م.) فرستادن، روانه کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایقاد. (ع مص ) (از «وق د») آتش افروختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی، ص ٢٤) (از اقرب الموارد). ◄ گذاشتن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد): اوقد للصبی ناراً؛ وا گذار کرد آن کودک را و ترک نمود آنرا.(منتهی الارب ). واگذار کردن و ترک نمودن . (ناظم الاطباء). ◄ برافروختگی آتش . (ناظم الاطباء). ♦ ایقاد نایره ٔ حرب ؛ روشن کردن شعله ٔ جنگ . (ناظم الاطباء).
واژگان قرآن
فَإِذآ أَنْتُمْ مِّنْهُ تُوقِدُونَ «ایقاد» به معناى آتش افروختن است.(7)