ایلاف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] ۱- (مص م.) دوست کردن، به هم پیوست دادن. ۲- (مص ل.) دوستی نمودن.واژه قبلی: ایلادواژه بعدی: ایلاق