ایلک خان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایلک خان .[ ل َ ] (اِخ ) احمدبن علی ملقب به شمس الدوله نصربن علی از خانان ترکستان، خواهرزاده و جانشین بغراخان . وی بعد از برادر بسلطنت نشست و چندی بعد بخارا را از دست عبدالملک دوم سامانی گرفت و دولت سامانی را منقرض نمود. ایلک خان با منتصر سامانی جنگ کرد و او را شکست داد، با سلطان محمود غزنوی نیز بر سر تقسیم ممالک سامانی جنگ کرد که عاقبت مقرر شد ماوراءالنهر از آن او باشد. ◄ ایلک که ظاهراً به معنی نخست و اول آمده است بعدها یک چند لقب اعقاب شمس الدوله نصربن علی بوده است . ملوک ایلک خانیان یا ملوک خانیه ٔ ترکستان یا آل افراسیاب نام معروف بوده اند : سست گشته پای خان اندر رکیب خشک گشته دست ایلک بر عنان . فرخی . کیست آن کس که سر از طاعت تو بازکشد که نه چون ایلک آید سته و چون چیپال . فرخی . رجوع به دایرةالمعارف فارسی و تاریخ کامل ابن اثیر ص ٧٨، ٧٩، ٩٢، ٩٩ و قاموس اعلام ترکی ج ٢ و تاریخ عمومی و تاریخ مغول چ عباس اقبال ص ١١ شود.