ایل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ تر - مغ. ] (اِ. ص.)۱ - دوست، یار، همراه. ۲- رام، مطیع. ۳- طایفه، قبیله. ج. ایلات.مترادفها و واژههای مرتبطتیره، طایفه، عشیره، قبیلههمراه، یاررام، مطیعواژه قبلی: ایقانواژه بعدی: ایلاء