ایمار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایمار. (ع مص ) حکم کردن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تکلیف کردن به انشاء چیزی یا عملی . (ازاقرب الموارد). ◄ بسیار گردانیدن . (آنندراج ) (المصادر زوزنی )؛ آمره اﷲ؛ بسیار گردانید خدای نسل و مواشی او را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ فرمان . (منتهی الارب ).