ایناف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایناف . (ع مص ) (از «ان ف ») بمرغزار ستور نارسیده رسانیدن شتران را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ برانگیختن کسی را بر ننگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ دردمند بینی گردانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ شتاب کردن کار خود را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ تا بینی رسیدن چنانکه آب در حوض و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).