اینجیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اینجیدن . [ دَ ] (مص ) ریزه ریزه کردن نان . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). خرد کردن و شکستن و ترید کردن نان . ◄ تباه و ضایع نمودن کرم چیزی را. (آنندراج ). بید زدن و بید خوردن و ضایع شدن از بیدخوردگی . (اشتینگاس ) (ناظم الاطباء). ◄ برانگیختن . (از آنندراج ). ◄ پریشان نمودن . (از آنندراج ). ◄ بخشم درآوردن . ◄ آزردن . ◄ زخم کردن و مجروح نمودن . ◄ شکافته شدن . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ).