اینسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اینسان . (ق مرکب ) بدینگونه . اینچنین . همانند این : که بیدار گردید یکسر ز خواب مگیرید بر بد بدینسان شتاب . فردوسی . بدین تلخی که کرد این صبر ازاینسان چنین شیرین که کرد این شاخ شکر. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اینسان . (ق مرکب ) بدینگونه . اینچنین . همانند این : که بیدار گردید یکسر ز خواب مگیرید بر بد بدینسان شتاب . فردوسی . بدین تلخی که کرد این صبر ازاینسان چنین شیرین که کرد این شاخ شکر. ناصرخسرو.