اینک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اینک . [ ن ُ ] (اِ) آبله که از بدن اطفال برمی آید. (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا). آبله و بثره . (از ناظم الاطباء).
اینک . [ ن َ ] (ق، صوت ) اکنون . (غیاث ) (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا). اکنون . این زمان . الحال . (فرهنگ فارسی معین ) : گر زانکه لکانه ات آرزویست اینک بمیان ران لکانه . طیان . اینک رهی بمژگان راه تو پاک رفته نزدیک تو نه مایه نه نیز هیچ سفته . جلاب بخاری . ز دینار گنجی ترا ده هزار فرستادم اینک برسم شمار. فردوسی . گر یقین هرگز ندیدی از گمان آویخته اینک آن فربه سرونش وآنک آن لاغرمیان . عنصری . من که آلتونتاشم جز بندگی و طاعت راست ندارم و اینک بفرمان عالی میروم . (تاریخ بیهقی ). درباب ایشان تلبیسها میساخت چنانکه اینک درباب حاجب ساخته است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٣٤). پرسید که تو امروزچون پیش سلیمان رفتی با خویشتن زهر داشتی گفت بلی وهنوز دارم اینک در زیر نگین من است . (تاریخ بخارای نرشخی ). ترا گر شیانی ندادم نگارا شیان من اینک بگیر این شیانی . زینبی . اینک دلیل حق تو بر راه مستقیم اینک صفا و مروه و اینک در جلال . ناصرخسرو. دست فراز کرد و قبضه ای خاک گرفت و بیاورد و گفت خداوندا تو داناتری اینک آوردم . (قصص الانبیاء ص ٩). گفتی که دل بداده و فارغ نشسته ای اینک برای دادن جان ایستاده ایم . خاقانی . اگر جرمی است اینک تیغ و گردن ز تو کشتن ز من تسلیم کردن . نظامی . تو دولت جو که من خود هستم اینک بدست آر آن که من در دستم اینک . نظامی . چون منکر مرگ است او گوید که اجل کوکو مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک . مولوی . مگر از هیئت شیرین تو میرفت حدیثی نیشکر گفت کمر بسته ام اینک بغلامی . سعدی . گر تیغ میزنی سپر اینک وجود من صلح است از این طرف که تو پیکار میکنی . سعدی . ۩ همین دم . الساعه : رخت او هر چه بود دربستم و اینک اینک گرفته در دستم . نظامی (هفت پیکر ص ٢١١). ◄ مصغر این است که اشارت به قریب ونزدیک باشد. این است . (فرهنگ فارسی معین ) : بدو گفت اینک سر دشمنت که او بد سگالیده بد بر تنت . فردوسی . گفت مرا مردی می باید که غرفات و محلات گرگان را همه شناسد بیاوردند و گفتند اینک . ابوعلی دست بر نبض بیمار نهاد. (چهارمقاله ). گفت کدام است این شفیع تو که باز نتوان زد کنیزک دست از وی برداشت و روی بدو نمود و گفت هذا شفیع، اینک شفیع من . (نوروزنامه ). موسی گفت اینک خدای و خدای موسی و همه ٔ بنی اسرائیل سجده کردند. (قصص الانبیاء ص ١١٣). ♦ اینک اینک ؛ برای تأکید آید. (فرهنگ فارسی معین ). ۩ اشاره به نزدیک . مقابل آنک آنک . (فرهنگ فارسی معین ).