بأس
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- نیرو، شجاعت. ۲- خشم، غضب. ۳- سختی، شدت. ۴- بیم، ترس.
(بُ) [ ع. ] ( اِ.) ۱- تنگی، سختی. ۲- فشار. ؛ نعم و ~نرمی و درشتی، سستی و سختی، ناز و تنگی.
[ فر. ] (اِ.) ۱- بم ترین صدای مرد در موسیقی. ۲- بم ترین و بزرگترین ساز زهی در ارکستر.