واژه جو

باب سنجاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باب سنجاب . [ ب ِ س َ ] (اِ مرکب ) خبازی . شُکاعی . شَکاعی . (منتهی الارب ). چرخه . آفتاب پرست . (صراح : شکاعی ). گیاهی است آفتاب پرست و آن را به عربی خبازی و شکاعی خوانند. (برهان ). شکاعی، گیاهی است باریک از داروها و آن را باب سنجاب و آفتاب پرست نیز گویند. (منتهی الارب ).

معنی باب سنجاب | واژه جو