باب شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شُ دَ) (مص ل.) مد شدن، معمول شدن.مترادفها و واژههای مرتبطتداول یافتن، رایجشدن، رواج یافتن، متداول شدن، مد شدن، معمولشدن ≠ منسوخ شدن، دمده شدن، ازمد افتادنواژه قبلی: باب دندانواژه بعدی: بابا