باباافضل کاشانی | رباعیات | رباعی شماره ۱۴۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو یا ساکن عشوه خانه گردون شو دانی چه کنی چو نیست سامان مقام انگار درون نیامدی، بیرون شو
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو یا ساکن عشوه خانه گردون شو دانی چه کنی چو نیست سامان مقام انگار درون نیامدی، بیرون شو