باباافضل کاشانی | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای آن که شب و روز خدا میطلبی کوری گرش از خویش جدا میطلبی حق با تو به صد زبان همی گوید راز: سر تا قدمت منم، که را میطلبی؟
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای آن که شب و روز خدا میطلبی کوری گرش از خویش جدا میطلبی حق با تو به صد زبان همی گوید راز: سر تا قدمت منم، که را میطلبی؟